فدرالیسم یا خود مدیریتی!

Monday, 03.28.2016, 13:59

1322 بینراوە


جنگ خۆنین و ویرانگر و غیره انسانی در سوریه وارد ششمین سال خود شد. همه میدانند که این جنگ ویرانگر که با برنامه از پیش طراحی شده آمریکا در منطقه خاورمیانه و زیر لوا و چتر مبارزه با "داعش" شروع شد ، خانه خرابی، آوارگی میلیونی و کشت و کشتار و فجایع هولناک و باور نکردنی ای را به مردم بی گناه و زحمتکش سوریه تحمیل نموده است.
رقابت و دخالتهای دولتهای امپریالئیستی و مرتجع جهانی و در راس آنها آمریکا و روسیه و شرکای اروپایی و منطقه ای بر سر هوژمونی و تقسیم جهانی و تغییر ژئوپولیتیک منطقه ، کل خاورمیانه را در آتش جنگ و اعمال جنایات ضد بشری فرو برده است.
اینک بعد از شش سال جنایت و قتل و عام فردی و جمعی در سوریه بلاخره دو ابر قدرت جهانی آمریکا و روسیه به توافقاتی نیم بند برای آتش بس در سوریه به نتایجی رسیدند و آنرا دوهفته قبل اعلان نمودند.  و از طرف دیگر هم شورای سازمان ملل خود را به تشکیل جلسات و مذاکراتی با احزاب و گروهای مختلف و دولت نیمه جان سوریه بر سر روند سیاسی و تکلیف و چگونگی دولت آینده آن کشور در ژنو مشغول کرده است.
در جلساتی که به سر پرستی سازمان ملل در ژنو بسته شده از تمام احزاب مرتجع و واپسگرا و تروریست وابسته به عربستان سعودیه و ترکیه  دعوت بعمل آمده ، ولی بنا به دخالتگری خود این دولتها از دعوت کردن تنها حزب فعال و درگیر در مبارزه با داعش و بقیه جر و جانوران اسلامی هیچ دعوتی از حزب اتحاد دمکراتیک "پارتی یه کیه تی دیموکراتیک برای دخالت در سرنوشت کشور جنگ زده سوریه بعمل نیامد.
این مسئله عکس العمل و واکنش اعلان "فدرالیسم دمکراتیک " را در مناطق عفرین، جزیره، کوبانی و بخشهای دیگری که زیر نفوذ آنهاست به همراه آورد. یعنی اعلان فدرالیسم دمکراتیک از طرف این حزب همراه با بعضی از سران عشایر عرب و غیره در رمیلان و چند روز پیش ،خود نتیجه واکنش اینها به نادیده گرفتنشان توسط دولتهای مرتجع و فاشیست منطقه و سازمان ملل در جلسات مربوط به سرنوشت سوریه بود.
این اعلان تا کنون واکنشهای مختلفی را از طرف احزاب چپ و راست منطقه و دولتهای درگیر در سوریه بهمراه آورده است. عده ای با ابراز شور و شوق و تبریک گفتن و عده ای در مخالفت و شیوه نامناسب فدرالیسم مقالات و ابزار ناخرسندی کرده اند.
اما اگر ما بخواهیم نتیجه واقعبینانه ای از این اعلان فدرالیسم بدست بدهیم ، باید جوانب مختلف آنرا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم تا مردم بتوانند هر چه بیشتر به ماهیت اساسی و بنیادی فدرالیسم پی برده و نفع و ضرر خود را در این شیوه سیستم حکمرانی بیشتر تشخیص بدهند.
به نظر من این مسئله را میتوان از دو منظر و دیدگاه مورد بررسی قرار داد. یکی از منظر و دیدگاه بورژوازی و احزاب قومی – مذهبی و سنتی و دیگری از دیدگاه احزاب سکولار، برابری طلب و سوسیالیست.
از منظر و دیده گاه بورژوازی و احزاب قومی  این سیستم ، سیستمی قابل اعتماد برای برآورد کردن نیازمندیهای قوم خویش، سرمایه گذاری سران احزاب و چپاول و بهدر بردن سرمایه مردم و برآورد کردن خواسته های طبقات و قشرهای قومی و مذهبی درون این سیستم است. نمونه خیلی زنده و در دو قدمی فدرالیسم دمکراتیک کردستان سوریه ، همان فدرالیت قوم هم سرنوشت خویش در کردستان عراق است. 
ببیند ، بعد از سرنگونی رژیم بعث صدام، سران احزاب قومی در کردستان عراق طی چندین جلسه با حکومت مرکزی عراق سرانجام اعلان عراق فدرالیسم کردند و برای آن شادی براه انداختند و کف زدند، اما نتیجه آن همه شلیک هوای و کف زدنها همانا عمیق تر شدن اختلافات قومی، مذهبی و عشیرتی و منطقه ای بود که مردم ستمدیده عراق را در جنگ های قومی-مذهبی غوطه ور کرد و شیرازه حکومرانی و دولتی سکولار و غیره مذهبی را غیره ممکن کرده است.
این سیستم فدرالیسم در طول این سالها نه تنها نتوانست مردم زحمتکش و کارگران عراق و کردستان را به نان و نوای برساند بلکه بر عکس آنها را روبروی بزرگترین چالشهای اقتصادی، سیاسی و شکافهای بزرگ و کثیف قومی – مذهبی قرار داد. 
اگر در زمان حکومت دیکتاتور صدام میلیونها کرد، ترکمن ، آشوری و یزیدی بدون ترس در بغداد و بصره و دیگر مناطق عرب نشین سکونت و زندگی میکردند ، اکنون در سایه شوم فدرالیسم و قوم پرستی اکثریت آنها یا کشته شدند و یا مجبور به ترک محل زندگی و سکونت خود شدند.
آنهای که از فدرالیسم عراق سود بردند و سرمایه هنگفت و باور نکردنی اندوختند، فقط سران احزاب كردی و عربی بودند و آنهایکه مورد قتل و عام جمعی و فردی و آوارگی و سوتغذیه شدند مردم زحمتکش و کارگران عراق و کردستان بود و بس. اما از نظر و دیدگاه انسانها سکولار و سوسیالیست فدرالیسم سیستمی ارتجاعی و تفرقه افکن است. فدرالیسم با دمکراتیک و یا هر پیشوند و پسوندی که به آن بیافزایم و یا کم کنیم باز هم ارتجاعی، ضد مردمی، و ضد کارگری و ضد بشری است. 
فدرالیسم یعنی تقسیم و تفکیک مردم زحمتکش و کارگران به اقسام اقوام و ملت ها و مذاهب گوناگون و کاشتن بزر نفاق و چند دستگی و عمیقتر کردن آن شکافها که سالیان درازی است که بورژوازی جهانی و احزاب قومپرست در کل جهان برایش کار کرده اند و پول کلانی صرف کرده اند.
اما ما بخواهیم و نخواهیم اکنون ترکیب زیست انسانها در نقاط مختلف جهان و شهر و شهرکها، ترکیبی چند ملیتی، چند قومی و چند زبانی و چند فرهنگی می باشد، که اگر دور از دخالت دولت ها و احزاب مرتجع قومی و مذهبی و ناسونالیست قرار گیرند، آنها در زندگی مشترک و انسانی با هم هیچ مشکلی نخواهند داشت.
اما فدرالیسم در هر لفافه و زر ورقی، آن نوع از سیستم و حکمداریست که اقوام و ملت خودی را به نسبت اقوام و و انسانهای غیره خودی برتر شمرده و چنین حکومتی نمی تواند عدالت اجتماعی و برابری همه اقوام و اقشار موجود در منطقه فیدرالی را یکسان رعایت کند و چنین سیستمی همیشه در معرض چند دستگی و جنگ و خونریزی قومی، مذهبی و فرهنگی قرار دارد.
از این دیدگاه اعلان "فدرالیسم دمکراتیک" از جانب حزب اتحاد دمکراتیک و جمعی از سران عشایر عرب و منطقه گامی به عقب در مقیاس با "خود مدیریتی" قبلی کانتونهای کوبانی، عفرین و جزیره در کردستان سوریه است. مسئله دیگر این است که اعلان فدرالیسم دمکراتیک  بدونه مراجعه به آرای عمومی مردم زیر نفوذ آنها انجام شده و از جنبه مردمی هم فاقد اعتبار است.
هیچ کس و شخصی نمی تواند چشمهای خود را در برابر فداکاری و مبارزه قاطعانه زنان و مردان آن منطقه بر علیه احزاب فاشیست و کپک زده اسلامی دست پرورده شیوخ مرتجع خلیج و دولت جنگ افروز و واپسگرای ترکیه در سوریه ببندد، اما فدرالیسم جوابگوی اون همه فداکاری و قربانی دادن ملتی که صاحب مبارزه ای درخشان است نیست. بنظر من اگر اون حزب و مردم در سوریه نبودند و به قیمت جانشان مانع پیشروی داعش و جبهه النصره و ده یان گرو ضد بشری دیگر در آن مناطق نمی شدند الان ما شاهد فجایع و قتل و عام جمعی و آوارگی ده چندانی در سوریه بودیم. 
برنامه و خودمدیریتی پیشین کانتونها در رابطه با فدرالیسم اعلان شده گامی به پیش بود و می توانست در این مقطع تاریخی سرنوشت ساز منطقه  تا تعین تکلیف نهایی سرنوشت دولت و احزاب در گیر در سوریه ادامه میداشت و آن را تکامل میدادند، زیرا سیستم فدرالی نمی تواند عامل سازگاری و برابری ملت های گوناگون غیره قومی و غیره زبانی و غیره فرهنگی درون خود باشد.از طرفی هم  تاثیرات بیرونی دولتهای مرتجع موجود در منطقه هر لحظه ممکن است آتش جنگ های داخلی درون سیستم فدرالی را شعله ور کنند و به نفع خویش بکار گیرند.




(دەنگدراوە: 0)