ڕوسیا عیراق پڕچەک دەکات و باشووریەکانیش فریو دەدا


استراتژی شفاف ترامپ گذار از سیاست چماق و هویج اوباما

Tuesday, 05.08.2018, 11:59

2096 بینراوە


دو لت ایالات متحده امریکا در دوره ریاست جمهوری باراک حسین اوباما با سیاست چماق و هویج (Carrot and stick) در قبال برنامه اتمی رژیم جمهوری اسلامی با ارائه تشویق و ترغیب برای انجام رفتارهای قابل قبول و ارائه تنبیه برای زیاده خواهی آنها در مسٲله دستیابی به انرژی هسته ای و قضایای گوناگون دیگر، حاضر شد امکانات مناسبی را اعم از مادی و معنوی در اختیار رهبران افراطی رژیم جمهوری اسلامی قرار دهد.

اما اینک، آقای دونالد ترامپ با شدت با چنین سیاستی مخالف بوده و روش تهدید و تحبیب بکار رفته از سوی وزارت خارجه دولت قبلی را کاملاً متضاد با سیاستهای کلان امریکا و متناقض منافع کشورش می داند و مصرانه در پی کشاندن رژیم ولایت فقیه به میدان لغو فعالیت هسته ای بی چون و چرای است. ایشان با کشیدن نمودار جدید برنامه ها و نیز انتخاب و جایگزینی شخصیتهائی که موافق صد درصد مواضع و سیاست های او در ارتباط با رژیم مذهبی ایران هستند، و تعیین آنها در پست وزارت امور خارجه و دیگر مناصب عالیرتبه دولتش، بی صبرانه در پی وادار کردن سران رژیم ولایت فقیه به پذیرفتن تسلیم بدون قید و شرط در ارتباط با برنامه اتمی، پایان دادن به دخالت های تروریستی در منطقه و ایجاد فضای آزاد و شکستن حصر آزادیهای اجتماعی در داخل ایران است.

رئیس جمهور کنونی امریکا شدیداً با روش پاداش و تنبیه به عنوان اقدامات تشویقی که در دولت اوباما دنبال می شد، مخالفت می ورزد و آنرا تضییع حقوق بین المللی و به ضعف و سستی کشاندن قدرت جهانی امریکا در خاورمیانه قلمداد می کند. همزمان نیز دیگر مراکز مطالعات و پژوهش‌های سیاسی آمریکا، معتقداند که می بایست در مقابل سیاست ناشفاف و خطرناک رژیم ایران با حمایت از عوامل مختلف داخل کشور، به انتقال قدرت مسالمت‌ آمیز در ایران کمک نمود.

اگرچه سران جمهوری اسلامی سالها با سر دادن " شعار مرگ بر امریکا " معتقد بودند که آمریکا برای ایجاد تغییرات دموکراتیک دست به دامان نیروهای اپوزیسیون ایران شده و در پی تغییر رژیم است، اما برخلاف این ادعای پوچ و غلط آنها، باید گفت برای سالها امریکا هیچ دوستی بهتر از مُلایان جمهوری اسلامی در منطقه خاورمیانه نداشته است.
آری سیاست چماق و هویج اوباما هم اگر ادامه می یافت، بدون شک رژیم ایران دهها برابر بیشتر از وضعیت کنونی، فشار بر مخالفان خود در داخل کشور را می افزود و باج گیری از دولتمردان سیاسی امریکا را در مقابل معاملات تسلیحاتی شان با کشورهای عربی، همچنان ادامه می داد.

خوشبختانه با آمدن آقای ترامپ، باید بگوئیم نه تنها برجام در چارچوب فعلی اش حفظ نخواهد شد، بلکه در کنار آن نیز بقیه مسائل مهم داخلی و خارجی که رژیم جمهوری اسلامی سالها آنها را در لفافه مذاکرات هسته ای مخفی نگه داشته بود، مطرح خواهند شد. خواهیم دید که اینبار بعد از خروج یکطرفه امریکا از برجام، رهبران ایران یا باید تسلیم خواسته های جدید دولت امریکا شوند، یا آنکه دیگر گرفتاریها را هم افزون بر بحران حاد اقتصادی ـ اجتماعی موجود کشور بپذیرید، که هرگز مُلایان حاکمیت افسار گسیخته مذهبی توانایی کنترل چنین حالتی را نخواهند داشت.

این روزها اوضاع احوال رژیم ولایت فقیه به مانند روزهای پایانی دولت صدام حسین در عراق است و هر گامی به عقب و پذیرفتن هر نوع متمم بین المللی جدید، عمر این رژیم مستبد و غیر مردمی را کوتاهتر خواهد نمود.
رهبر رژیم جمهوری اسلامی و دیگر گروهها و دوستان او، باید بپذیرند که ایران دیگر " جزیره ثبات " سابق در منطقه نخواهد بود، بلکه به " کانون تحولات " تبدیل خواهد شد و نسیم آزادی از ایران زمین به سایر دولتهای که نظام حاکم آنها نیز از نوع خودکامه است خواهد رسید.

البته سیاستمداران امریکا به دقت نارضایتی های عمومی ملیتهای ایران را رصد کرده و اتفاقات سیاسی و مخالفتهای سال ۱۳۸۸ در ایران که به " جنبش سبز " معروف گشت، را بعنوان سند محکم بحران مشروعیت در نظام مُلایان به مرات و به همگان یادآوری می کنند.
از دیدگاه امریکا و متحدانش جنبش نارضایتی که در آن زمان شروع شد و به شدت توسط رژیم ایران سرکوب گشت، هرگز به خاموشی نگرائیده است. از منظر آنان شروع مجدد مخالفتهای عمومی از دیماه ۱۳۹٦ که بطور جسته و گریخته تاکنون نیز در گوشه کنار ایران استمرار یافته است، باید از سوی قدرتهای خارجی مورد پشتیبانی قرار گیرند و رژیم ایران نیز با قبول هیچ تغییر و تحولی حتی از درون نمی تواند پاسخگوی مطالبات نسل جدید و حل و فصل مشکلات عدیده مردم جامعه ایران باشد.

با وجود همه نارضایتهای مردمی، در میان خود طیف ها و جناحهای حکومت مُلایان نیز اختلافات زیادی وجود دارد. پس با همه این احوال، رژیم هیچگاه نمی تواند در برابر خروج یکجانبه امریکا از برجام دوام بیاورد و ضعف و زوال از هم اکنون در هیکل سیاسی اش پیداست.
بطور یقین، دولت ترامپ باید از همین حالا برای سرنگونی رژیم ایران آماده شده باشد، زیرا هنگامی که تغییر اساسی رخ می‌دهد، آمریکا نمی تواند هیچ نقشی در تحولات ایفا کند، و بسیار دیر خواهد بود و به مانند سوریه قدرتهای دیگر گوی سبقت را به نفع خود خواهند ربود.

به حدس بنده، ترامپ تهدید خود در مورد عدم تأیید پایبندی ایران به برجام را در شرایط حساسی عملی کرد که حتی متحدان اروپایی‌ اش نظری متضاد با او داشتند و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز بارها بر پایبندی ایران به تعهداتش طبق توافق اتمی، تأکید کرده بود.
بنابراین اینک دولت ترامپ بعد از فرصت سه ماهه به کرات اعلام کرده است، که اگر کنگره و متحدان آمریکا " راه حلی " برای تغییرات اساسی در برجام نیابند، بی شک از دیدگاه او " توافق به پایان خواهد رسید".
البته اضافه بر این سخنان جدی، ایشان سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار ندادند، اما تحریم‌های جدیدتری را بر این نهاد سرکوبگر و تروریستی اعمال کرد و عملاً به رژیم جمهوری اسلامی نمایاند که برخلاف اوباما به هیچ صورت نمی تواند مداخله گریهای بیجای مُلایان را در منطقه تحمل کند.

اظهارات روشن آقای ترامپ در قبال اقدامات رژیم جمهوری اسلامی ایران، درحقیقت از شفافترین و بهترین مواضع یکایک دولت‌های آمریکا پس از انقلاب ۱۳۵۷ به شمار می رود. اگرچه در سالهای گذشته، تمامی رؤسای جمهوری آمریکا رژیم مستبد ایران را به حمایت از تروریسم، بی‌ثبات‌ کردن منطقه و نقض حقوق ملیتها و مذاهب ایران متهم ساخته‌ اند و در ظاهر نیز سیاست‌ هایشان از راههای مختلف مانند تلاش برای منزوی‌ ساختن ایران، تحریک قدرت‌ های منطقه‌ای و بین‌المللی علیه این رژیم، حمایت از گفتمان اپوزیسیون و حمایت از تظاهرات و مخالفتهای مدنی استوار بود، اما هرگز هیچکدام قاطعانه در مسیر تغییر حکومت در ایران صورت نگرفته و پیش نرفتند.

دیدگاه صریح ترامپ، دارای یک راهبرد دقیق سیاسی است، ایشان با عنوان کردن یک استراتژی مشخص، که مبنی بر قرار گرفتن در کنار مردم ایران است بر خلاف اوباما با جدیت کامل حساب خود را با رهبران جمهوری اسلامی یکسره خواهد کرد.
 از دیدگاه او که، نه تنها درصدد خروج از توافق برجام است، می کوشد با جلب حمایت بین‌المللی از ایجاد یک توافق جدید اتمی سخن به میان آورد و گزینه‌های احتمالی دیگر را نیز در صورت انجام نگرفتن چنین توافق جدیدی به متحدان خود و رژیم جمهوری اسلامی گوشزد میکند.
با توجه به تکرار فزایندهٔ اظهارات دولت ترامپ برای تغییر رژیم در ایران به عنوان یک هدف غایی در سیاست خارجی دولتش، اگر هیچ تغییری در برجام تا فرصت کوتاه چند روز باقی مانده صورت نگیرد، به احتمال زیاد شرایط سیاسی به سرعت به ضرر رژیم ولایت فقیه تغییر خواهند کرد.
اتخاذ چنین موضعی قاطع از سوی دولت امریکا، نسبت به عملکرد هسته ای رژیم ایران و به‌ ویژه در قبال خامنه‌ای و سپاه جنایتکار پاسداران، موضع روشن و قطعی ترامپ علیه کلیت نظام دیکتاتوری مُلایان است و در تصور کلی برخلاف دولت اوباما، ترامپ یکبار برای همیشه قرار است در منابع مالی، انسانی و اعتبار جهانی امریکا هزینه کند، و تکلیف خود را با رژیم جمهوی اسلامی معلوم کند، نه اینکه همچنان در چارچوب گفتگوهای بی ثمر کما فی السابق باقی بماند.
منابع:




(دەنگدراوە: 0)