مەسعود بارزانی زۆربەی ئەندامانی مەکتەبی سیاسیی حیزبەکەی سڕکرد


دید تونلی و انتزاعی برخی از افراد حزبی و غیره حزبی در مورد پدیده "اطلاعاتی" در ایران!

Friday, 10.11.2019, 21:33

377 بینراوە


درست چهل سال پیش هنگامی که رژیم سلطنتی سقوط کرد و رژیم ملایان با تشریک مساعی آمریکا و غرب بر روی تخت سلطنتی پیشین نشست ، خیلی احزاب چپ بورژوازی با دید ضد امپریالیستی به تثبیت و استحکام این رژیم واپسگرای اسلامی نهایت خدمت را ابراز داشتند. بودند سازمان و احزابی هم که رژیم ملایان را مستبدتر و دیکتاتورتر از رژیم سلطنتی تحلیل و پیشبینی نمودند.
اما با گذشت زمان و عملکرد سیاسی و سیر و سلوک حکومت داری این قشر فسیلی ، ماهیت واقعی و ناموزون بودن آن با خواست و توقعات مردم و کارگران بیشتر و بیشتر نمایان و برجسته و روشن تر گردید. . اعمال جنایتکارانه و سرکوب خونین اعتراضات کارگری، دانشجویی و بقیه اقشار مردم ایران و کردستان و اعدام های دسته جمعی ده ها هزار انسان شرافتمند و انقلابی و سنگسار زنان و دستگیری و اعمال وحشیانه ترین شکنجه ها ، تازه گوشه بسیار ناچیزی از اعمال وحشیانه این جانوران به قدرت رسیده را به نمایش می گذارد.
بیکاری و بی خانمانی و فقر و فلاکت و گرانی و گرسنگی اکثریت مردم ایران در سایه این رژیم ، اینک چهل سال است بیداد میکند. ایران کشوری است سرشار از منابع طبیعی که میتواند نیازمندیهای چند برابر جمعیت کنونی را به عالی ترین و مدرن ترین امکانات امروزی تامین و تضمین کند. اما رژیم بورژوا اسلامی ایران برای بقای خویش به تحریک احساسات فوق ارتجاعی وعقب مانده مذهبی قشرهای مختلف اجتماعی پرداخت و برای سر پوش گذاشتن بر تمام ناکارآمدگی اقتصادی، سیاسی و مدنی و حکومت داری، از همان روز سرکار آمدن بر کوس جنگ با عراق دمید و جنگ هشت ساله ایران و عراق نتیجه همان سیاست "بقاء" بود. مردم کردستان هم که نمی خواستند زیر بار و اتوریته این رژیم فاسد و مستبد بروند ، دست به مقاومت انقلابی سخت و نابرابری زدند و کردستان به پایگاه مقاومت مردم و احزاب سیاسی کردستان و ایران مبدل گردید.
این تنها راهی بود که رژیم را قدرتمندتر و بقای آنرا تضمین و استحکام می بخشید. اما این کل مسئله نیست. رژیم و سیاستمداران آن نهایتا به این نتیجه رسیدند که تنها با جنگ مستقیم و رو در رو نمی توانند به بقای خود ادامه دهند. به همین خاطر جنگ مستقیم را به میدان سیاسی ، چه در داخل و چه در خارچ کشاندند. با کمال یقین میتوان گفت که بیشتراز نصف بودجه ملی کشور صرف تشکیل و بنیاد انواع و اقسام نیروهای مرتجع، ضد انقلابی و ضد مردمی و تروریست پروری در داخل و خارج کشور و همچنین خرید اسلحه و تجهیزات نظامی می شود.
این رژیم علاوه بر بنیاد تشکلات و شوراهای خاص اسلامی در میان طبقه کارگر و کل اقشار اجتماعی دیگر در ایران ، وزارتخانه ای بنام " وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی" که نام اختصاری آن " واجا" است هم دایر کرده که وظیفه این وزارتخانه گرد آوری اطلاعات امنیتی و برون مرزی، حفاظت اطلاعات و پرورش گروه های خاص تروریستی در راستای ترور کردن سران و افراد سیاسی خوشنام احزاب اپوزسیون در خارج کشورمی باشد.
جمهوری اسلامی سرمایه کلانی را صرف وزارت اطلاعات میکند و این وزارتخانه کارمندان بیشماری چه (زبده و کارآزموده و چه ساده و عادی) دارد که در زمینه های مختلف مشغول فعالیت و گردآوری اطلاعات در کشورهای مختلف و چه کسب اطلاعات از احزاب و سازمان های اپوزسیون در خارج کشور هستند. در حقیقت جمهوری اسلامی توانسته از این طریق تعداد زیادی از سران با نفوذ اپوزسیون ایرانی را در خارج کشورترور کند و ضربه بزرگی را به آنها وارد کند. البته این اعمال جنایکارانه رژیم فاسد ملایان چقدر از طرح و برنامه دقیق و فرآیند آنها نشأت میگیرد ، به همان میزان نشانه خام بودن سران سیاسی این احزاب و خوشبینی آنها و اهمال و ندامت کاری آنها بلحاظ امنیتی بوده و هست.
در ایران سپاه پاسداران هم برای خود سازمان اطلاعاتی دارد که یکی از قویترین نهادهای اطلاعاتی می باشد و آنهم کارمندان و افسران با تجربه و کارآزموده ای دارد و از شعبات مختلفی تشکیل شده و در خیلی از امور امنیتی و سیاسی چه در داخل و چه در خارج دخالت میکند. علاوه بر این ها جمهوری اسلامی همیشه از تشکیل شبکه های جاسوسی در میان اقشار مختلف اجتماعی دریغ نکرده است. اگر ما از کل ایران صرف نظر کنیم و فقط کردستان را در نظر بگیریم ، باید بگویم که کردستان به علت وجود احزاب کمونیستی و احزاب ملی و مبارزه مسلحانه انقلابی در آن برای جمهوری اسلامی از جایگاه خاصی بر خوردار است. رژیم فناتیک اسلامی برای به شکست کشاندن روحیه انقلابی مردم کردستان و مبارزه مسلحانه آن از هیچگونه وحشیگری و قتل و عام و اعدام و دستگیری و زندانی کردن جوانان و انقلابیون کردستان دریغ نکرده است. علاوه بر اینها ، رژیم بلحاظ سیاسی هم تمام قدرت خود را در کردستان بکار انداخته و عده زیادی را به طروق مختلف به رژیم وابسته کرده است.
اگر ما کمی واقع بین باشیم و تونلی و مستقیم و طبق قریحه‌ـء خود و انتزاعی به مسائل خاص در کردستان ننگریم ، باید قبول کنیم که رژیم در واقع توانسته از نقده و اشنویه و مهاباد و بوکان تا سردشت و بانه و مریوان و سنندج و پاوه و نوسود و کرمانشاه و کل اورامانات صدها هزار انسان را تطمیع کرده و آنها را به خود وابسته نماید، و برای مبارزه با احزاب سیاسی و نشان دادن عکس العمل فوری در مقابل آنها، تقریبا به کل روستاهای کردستان جاده کشیده و تأسیسات آب و برق را در آنها براه انداخته است. این عمل جمهوری اسلامی همانطور که برای رژیم از ویژگی سیاسی و نظامی مهمی برخوردار است، از آنطرف برای مردم هم بلحاظ گوناگون بسیار مهم و حیاتی می باشد و علاوه بر سودهای اقتصادی ، بلحاظ سیاسی هم مردم را هر چه بیشتر با دینای خارج خود مرتبط میکند. من باور ندارم که روستای باشد که یک یا چند جاسوس ، خبرچین و "اطلاعاتی" رژیم در آن نباشد. اگر امروز چند "پیشمرگه" برای "جوله سیاسی" به یکی از روستاهای کردستان بروند، مگر نهایت مخفی کاری تمام عیار را رعایت کنند و الی همان دقیقه و ساعت اول، خبر موجودیت آنها به پایگاه های رژیم داده می شود و گروه های ویژه و ضربتی رژیم به آنها حمله خواهند کرد.
قشر نوپایی از سرمایه داران و تجاران ثروتمند هم در سایه بند و بست های آشکار و پنهان با رژیم پا به عرصه وجود نهاده است. گلو اقتصاد ایران که اکنون در دست سپاه پاسداران می باشد و در تمام زیر و بم های اقتصادی تا کلیه شهر و روستاها سرازیر شده ، این تجاران و سرمایه داران نو پا را بسوی خود کشیده و بدون همکاری و هم دلی با این نهاد نظامی جنایتکار نمی توانند که به کار و ثروت و افزوده سرمایه خود بیفزایند.این قشر ثروتمند و تجار چه بخواهند و چه نخواهند باید در خدمت این نهاد نظامی باشند و تحت فرامین آنها به پیش روند.
به غیر از اینها ، رژیم با تشکیل نهادهای متلون فرهنگی، سیاسی، مذهبی و مدنی توانسته عده زیادی از جوانان و مردم را بسوی خود جلب کرده و آنها را به سدی در مقابل نهادهای سیاسی و فرهنگی و مدنی جوانان و مردم آزادیخواه قرار دهد. بدون هیچگونه شک و تردیدی رژیم اسلامی از روز سرکار آمدنش ، با فرستادن صدها جوان نفوذی به درون سازمان و احزاب اپوزیسیون برای اعمال تروریستی و جمع آوری اخبار و اطلاعات به هیچ وجه دریغ نکرده و در این راستا هم توانسته که ضربه های جبران ناپذیری به احزاب مختلف درون جنبش انقلابی کردستان وارد آورد. در کل باید متذکر شوم که رژیم اسلامی به همه راه های که امکان "بقاء" و ماندگاریش را تضمین کند متوسل شده و ده ها هزار "اطلاعاتی" و "خبر چین" و "تروریست" را پرورده نموده است و آنها را در کلیه مکان و کانون ها مبارزه انقلابی احزاب و دانشجویی و کلیه اقشار مردم اسکان داده است.
بجزاین تشکیلات گسترده و پیچیده که رژیم سرمایه داری اسلامی در داخڵ کردستان و ایران برای سرکوب و مرعوب کردن مردم زحمتکش و کارگران بوجود آورده ، رژیم هر ساله میلیاردها دلار را صرف جنگ در سوریه و تقویت احزاب و گروهای فوق ارتجاعی اسلامی(حزب الله لبنان، حماس فلسطین، حوثی های شیعه مذهب یمن ، حزب الله عراق، حشد شعبی عراق) و صدها گروه دیگر در نقاط مخلف دنیا میکند. علی الوصول میتوان گفت که ساختار سیاسی – نظامی این رژیم نامتعارف است و تفاوت بسیاری با رژیم های نرمال جهان و رژیم های ماقبل خود در ایران دارد و از پیچیدگیهای خاص و در ضمن نامنظمی برخوردار است. بدون شک مبارزه با چنین رژیمی با پایگاه مذهبی (شیعه) در میان توده های عقب افتاده مردم و آن پیچیدگی های خاص خود ، سخت تر از مبارزه با رژیم های نرمال و عادی می باشد.
با این وصف اینکه بیشتر از یکماه است که عده ای از دوستان ما در ماس میدیا و فیسبوک تمام انرژی سیاسی خود را در راه افشاگری حول شخصی بنام عباس یگانه که گویا عضو شورای اسلامی شهر مریوان بوده و اطلاعاتی است و با رژیم همکاری کرده بکار گرفته اند.
اظهارات این دوستان به گونه ای است که انسان تصور میکند که سازمان "اطلاعات" رژیم اسلامی ایران فقط روی پای عباس یگانه به حیات خود ادامه می دهد. در صورتیکه همانطوریکه در بالا به آن اشاره کردم از شمال تا جنوب و غرب کردستان، و ازکرمانشاه تا نقده و اشنویه، بطور یقین ده ها هزار انسان کرد زیر لوای سازمان "اطلاعات" سپاه پاسداران و نهاد های امنیتی رژیم ، به جاسوسی، خبرچینی و به دام انداختن مبارزین و انقلابیون مشغول فعالیت و خدمت به رژیم فسیلی اسلامی هستند و تا کنون دیده نشده که کسی و شخصی هم در اینمورد در ماس میدیا و شبکه اجتماعی فیسبوک یک کلمه هم به زبان آرد. ناگفته پیداست که من شخصا و بطور کامل و برای حفظ امنیت و جان کلیه انسانهای انقلابی و کمونیست موافق افشای همگی انسانهای هستم که بخواهند در لباس " اطلاعات" ، "جاسوس" و "خبرچین" به انسانهای مبارز و سوسیالیست کوچکترین ضربه وارد آورد و یا بطروق مختلف بخواهند جوانان و انسانهای دیگر را به نفع رژیم فریب دهند و در جنبش انقلابی شک و تردید بوجود آورد.
اما سوال این است ، آیا در سراسر کردستان فقط عباس یگانه است که دارد اینکار را میکند؟ و آیا عباس در دادگاهی که حق دفاع را به ایشان و وکیل ایشان بدهد ، دادگاهی شده و جرم ایشان رسما اثبات گردیده که ما باید این چنین ده ها جلسه فیسبوکی برایش به راه بیاندازیم و شخصیت ایشان را به دلخواه خود مورد هجوم و استیضاح قرار دهیم؟
راست است که چند نفر مدارکی دال بر اینکه عباس عضو شورای شهر مریوان بوده و با افراد اطلاعاتی دیده شده و غیره را رو کرده اند، اما باید بگویم که این هم دال بر محکومیت تمام و کمال این شخص نیست. ما میدانیم که در کلیه شهر و ناحیه و روستاهای کردستان ایران "شورای اسلامی" دایر شده و موجودیت دارد که به نسبت جمعیت آنها اعضای شورا هم تغییر میکند. در شهر مریوان در دوره های مختلف ، شوراهای مختلفی وجود داشته است که اعضای آن از ده تا ١٢ نفر تشکیل شده است. من نمیدانیم در طول این چهل سال حاکمیت سیاه رژیم چند دوره شورا عوض شده و کلا چند نفر به عنوان اعضای شورای اسلامی در مریوان کار و فعالیت داشته اند. اما بی گمان صدها نفر رویهمرفته فعالیت و عضو بوده اند. اگر طبق اسناد و حرفهای این دوستان قرار باشد که همه اعضای شورای شهر و ناحیه و روستاهای کردستان ، باید مورد تائید نهادهای امنیتی رژیم اسلامی باشند ، باید گفت که کلیه این شوراها در کل کردستان ایران رقمی بالغ بر ده ها هزار نفر را شامل خواهد گردید و ناگفته پیداست که همه این ها جاسوس و خبر چین و "اطلاعاتی" بوده و هستند.
اگر اینطوریست پس چرا ما فقط روی یک نفر و یا چند نفر مکث کرده ایم و آنها را به دلخواه خود در هاون میکوبیم. پس این چهل سال ما کجا بوده ایم و تکلیف این همه اعضای شوراهای اسلامی در کل کردستان چه خواهد شد؟ و چرا هیچ شخص و فردی تا کنون در مورد این همه جاسوس ، خبر چین و "اطلاعاتی" حرفی به زبان نرانده است و در ماس میدیا و فیسبوک جلسه ای برای آنها تشکیل نداده است؟
به نظر من برخورد این دوستان به یک شخص و دو شخص ، دال بر تنگ نظری، دید تونلی و تجریدی اندیشیدن و توجه نکردن به این واقعیات اجتماعی و پدیده "اطلاعاتی" است که ذکر آنها در بالا گذشت. از اینها بدتر گاهی اینگونه برخوردها کانال شخصی هم به خود میگیرد و مسیر سیاسی و ابژکتیو واقعی خود را گم می کند. پدیده "اطلاعاتی" در رژیم ملایان ، پدیده نو ظهور و خاص یک شخص و چند شخص نیست، بلکه دقیقا اینک چهل سال از تأسیس و تشکیل و پیدایش آن می گذرد و صدها هزار نفر را در بر میگیرد و نباید با آن بطور انتزاعی و تجریدی برخورد کرد. افراد و احزاب و سازمان های دخیل در مبارزه انقلابی کردستان باید دارای برنامه ای مدون، روشن و سیاسی در مورد برخورد به این افراد باشند. به نظر من همه افراد شورای یک شهر یا ناحیه و روستا " اطلاعاتی" نیستند و حتی همه افراد " اطلاعاتی " هم یکرنگ و یک دست نیستند.
عملکرد و درجه فعال بودن اینها برای رژیم اسلامی و درجه خیانت آنها ، شاخص تفاوت اینها و طرز برخورد ما را هم معین میکند.




(دەنگدراوە: 0)