ئەلبێرت کامۆ دەڵێت:(کاتیک خۆت بڕیارت دابێ کۆیلە بیت، ئیتر من چۆن شەڕی ئازادیت بۆ بکەم؟)

چند نکته ای در حاشیة اختلافات درونی "حکا و کومه له"

Monday, 09.14.2020, 23:38

325 بینراوە


چندین سال است که می توان بحث وجود اختلافاتی را از خود اعضاء و کادر درون "حکا" و برخی افراد متفرقه خارج از این حزب و کومه له شنید. اختلافاتی که برخی آنرا به وجود گرایشات چپ و راست درون این حزب منصب می کنند و برخی هم چرخش "حکا و سازمان کومه له" به طرف ناسیونالیسم درون جنبش ملی کردستان را سنگ محک این اختلافات درونی ارزیابی کرده اند. حتی در این مدت ما شاهد استعفای برخی کادر و اعضاء این حزب بطور جمعی و فردی هم بوده ایم. اما ریشه این اختلافات بر سر چیست و نکات اساسی این اختلافات در واقع و بطور ابژکتیو در کدام مسائل سیاسی و استراتژی و تاکتیکی خود را نشان می دهد و رهبران واقعی گرایشات مورد اختلاف کدام اشخاص و افراد درون حزب هستند و تا چه اندازه این قطب بندی جدی است تا کنون به نظر من هنوز کاملا مشخص و روشن نیست.
صلاح مازوجی همچو یکی از کادر رهبری این حزب مدتی پیش در جواب به ابراهیم علیزاده که گفته بود هنوز ما یک صفحه نوشته کنکرت آ چهار را از مخالفین نمی بینیم نوشته ای تحت عنوان " سیمای سیاسی بحران درونی حزب کمونیست ایران" را رو به بیرون انتشار داد و دست روی برخی از نکات مختلف مورد اختلاف گذاشته اما به نظر من ناکافیست و نمی تواند آنرا نشانی از قطب بندی سیاسی جدی ای در "حکا" به حساب آورد. زیرا چندین سال است که از جلسات مختلف و نزدیکی رهبری کومه له با احزاب مختلف ناسیونالیست – اسلامی درون جنبش ملی کردستان ایران و عراق و ترکیه که در واقع ضد کمونیست و مارکسیسم اند میگذرد و نشانی از مخالفت جدی ای از طرف جناحی که خود را چپ قلمداد میکند دیده نشده ، یعنی در واقع همگی به طور نسبی هم باشد در این سالها بر سر کلیه تاکتیک و سیاست های حزب توافق کامل داشته اند. حقیقتا یک مارکسیست واقعی نمی تواند سالها به چپ و راست زدن و نزدیکی کامل رهبری حزبش با احزاب ناسیونال – اسلامی درون جنبش کردستان و سکوت مطلق حزبش را نسبت به کلی رویدادهای ضد انسانی و کارگری احزاب حاکم در کردستان عراق را تحت نام "دیپلوماسی" نادیده بگیرد و همچنان در همان حزب به کار و فعالیت مشغول باشد. در رابطه با این اختلافات در این مدت خیلی از احزاب و افراد بطور جداگانه موضعگیری کرده و هر یک از زاویه نگرش خود به این مسئله پرداخته و آنرا تجزیه و تحلیل نموده اند . در این رابطه بنظرم زیاده روی و بزرگنمایی زیادی در مورد این اختلافات به چشم میخورد. زیرا مدعیان اختلاف درون خود "حکا و کومه له" هنوز بطور رسمی نه شناخته شده هستند و نه موارد و نکات مورد اختلاف خود را فرموله و اعلان کرده اند و تا زمانی که گرایشات مدعی اختلاف بطور رسمی اعلان موجودیت نکنند و برنامه و سیاست و تاکتیک رسمی خود را اعلام ننماید و در عمل و پراکتیک بر حق بودن گرایش خود را ثابت نکنند، اشتباه محض است که احزاب و افراد خارج حزب بطور دلبخواه در مورد آن قضاوت و روانکاوی کنند.
البته باید بگویم که کلیه احزاب و افراد حق دارند که در مورد سیاست و عملکرد احزاب وافراد دیگر قضاوت کنند و انتقادات جدی و سازنده خود را بطور شفاف بیان و اظهار دارند. اما بطور اتوماتیک و از روی برخی اختلافات که ناشی از تاثیرات جنبش های اجتماعی در ایران و کردستان می باشد، حزبی را به چپ و راست تقسیم کردن و جدایی را توصیه نمودن و آنرا به ناسیونالیست بودن متهم کردن، دیگر نشد انتقاد سازنده و تجزیه و تحلیل و کار کمونیستی. باید تأکید کنم که "حکا و کومه له" پدیده ای خارق العاده نیستند و درانجام انقلاب سال ٥٧ ایران هستند. اختلافات سیاسی و تاکتیکی درون این حزب را نباید از حجم خودش بزرگتر کرد و باید آنرا عادی و جنبشی بررسی نمود.
زیرا بحث و اختلاف بر سر برخی تاکتیک و سیاست روزمره نه تنها در "حکا و کومه له"، بلکه در کلیه احزاب سیاسی مسئله ای عادی و نرمالی است و شاید بر عکس آن غیره عادی باشد. هیچ حزبی را در دنیا نمی توان یافت که کلیه کادرهای دفتر سیاسی و کمیته مرکزی و ارگان های مختلف آن صد در صد موافق کلیه سیاست و تاکتیک و استراتژی حزب باشند.
لقب چپ و راست و ناسیونالیست بودن به "حکا و کومه له" در این مقطع خاص کار سازنده ای نیست، زیرا همچنانکه در بالا به آن اشاره کرده ام هنوز گرایش مدعی اختلاف، سیاست و برنامه و تاکتیک و رهبری منسجم خود را ندارد. هنوز اختلافات خود را به شیوه ای کنکرت فرموله و اعلام ننموده و به همین خاطر قضاوت دیگران در خیلی موارد اضافی و زودهنگام به نظر می رسد. من خود شخصا در مورد سیاست و تاکتیک "حکا و کومه له" ، آنجا که به روابط و پیوند حسنه و جلسات مکرر آنها با احزاب ناسیونالیست – اسلامی کردستان ایران و عراق و ترکیه و کنگره ملی و غیره بر می گردد و آنجا که آنها سه دهه تمام در مورد سیاست و عملکردهای مرتجعانه و کلی جنایت و فساد احزاب عشیرتی و قومی (بارزانی و طالبانی ) زیر لوای "دیپلوماسی" سکوت را اختیار نموده و آنجا که آنها برای ماندگاری در اردوگاه به هر خواست اینها گردن نهاده و خود را از احزاب کمونیست و آزادیخواه دور نموده اند و برخی مسائل دیگر انتقاد جدی داشته و دارم و مقتقدم که اگر "حکا و کومه له" خود را همچنان معتقد به کمونیزم و مارکسیزم می دانند می بایستی قبل از هر مماشات و نزدیکی ای با احزاب ناسیونالیست و اسلامی درون جنبش ملی کردستان با احزاب چپ و کمونیست ایران و عراق جوش میخوردند و برای قوی کردن جبهه کمونیست ها با اینها از در مذاکره و اتحاد عمل و غیره بر می آمدند، نه اینکه با سازمانهای مثل (زحمتکشان، دمکرات ها و خبات و پژاک ) و امثالهم. اما متاسفانه "حکا و کومه له" در عمل و پراکتیک عکس این را به نمایش گذاشته اند و این عملکرد و تاکتیک ها بطور جدی با مبانی کمونیسم در تناقض و ضدیت کامل است. اما روانکاوی و زیاده روی در مورد سیاست و تاکتیک این حزب را مردود میدانم. زیرا انشعاب در "حکا و کومه له" در اساس نه تنها خدمتی به بلوک چپ و کمونیست نمی کند بلکه از نظرگاه جامعه ایران و کردستان بسیار زیان آور هم می باشد. تجربه انشعابات مکرر و تلخ گذشته در صفوف احزاب مدعی کمونیسم و سوسیالیسم هنوز بر دوش کارگران و جامعه ایران و اکثریت افراد و کادر خود این احزاب مثل کوهی سنگینی میکند . تنها احزاب راست و ناسیونالیست و جمهوری تروریست اسلامی و دشمنان کارگران و زحمتکشان از این جدایی ها سود برده و می برند.
از این رو برخورد و نقد احزاب و افراد کمونیست به چنین اختلافاتی در درون "حکا " یا هر حزب دیگری باید کاملا با احساس مسئولیت سیاسی همراه باشد، نه روانکاوانه و تشویق به جدایی و تحریک و متهم کردن و تاریخسازی برای این جریانات. برخورد و فرهنگ سیاسی موجود و تا کنونی احزاب درون چپ و کمونیست نسبت به اختلافات و انشعابات درون آنها در واقع با کلی منفی گرائی و تحریک و توهین و در نهایت خوار کردن و تخریب خود این احزاب سیر کرده است و بدین خاطر کلی تأثیر مخرب و منفی چه در جامعه و چه بر روی تک تک افراد درون این احزاب به جا گذاشته است. باید از این فرهنگ غیره سیاسی و عقب افتاده پرهیز نمود و به جای آن از یک فرهنگ سیاسی متمدنانه و آموزشی و یک نقد و تحلیل سازنده پیروی نمود. اگر واقعا اختلافات جدی ای موجود است باید در وهله اول به تمام کادر و افراد درون آن تشکیلات آزادانه و بدون هیچگونه فشار سیاسی درونی و بیرونی اجازه کافی داد که در مورد کل ساختار اختلافات بیاندیشند و نهایتا با آن تعیین تکلیف نمایند و به یک رهبری و سیاست منسجم دست یابند، نه اینکه عجولانه و با شنیدن اختلافاتی در حزبی بقیه احزاب و افراد دست به تجزیه و تحلیل دلبخواهی و تاریخسازی و گذاشتن ویدئو لایف و داوری و قضاوت زود هنگام و غیره دست بزنند و مسیر زودرس جدایی افرادی را تسهیل و تسریع کنند که همچو یک میوه آفتاب ندیده و نرسیده فاقد مزه و طعم اصلی می باشد. این یک خطاء سیاسی بزرگی است.




(دەنگدراوە: 0)